masjedhedayat.ir

امام ابوالحسن علی النقی الهادی علیه السّلام پیشوای دهم شیعیان، در نیمه ذیحجه سال ٢١٢ هجری در اطراف مدینه در محلّی به نام «صریا» به دنیا آمدند. پدر گرامیشان پیشوای نهم، امام جواد علیه السّلام و مادرشان بانوی گرامی سمانه است که کنیزی با فضیلت و تقوا بود.
تاریخ انتشار : ۱۹:۱۷ - ۲۹ اسفند ۱۳۹۶
کد خبر: ۳۱

یا هادی المضلّین| به مناسبت شهادت حضرت امام هادی(ع)| ۱

مختصری از زندگانی امام علیه السّلام

امام ابوالحسن علی النقی الهادی علیه السّلام پیشوای دهم شیعیان، در نیمه ذیحجه سال ٢١٢ هجری در اطراف مدینه در محلّی به نام «صریا» به دنیا آمدند. پدر گرامیشان پیشوای نهم، امام جواد علیه السّلام و مادرشان بانوی گرامی سمانه است که کنیزی با فضیلت و تقوا بود. مشهورترین القاب امام دهم، نقی و هادی است و به آن حضرت ابوالحسن الثالث نیز می گویند (در اصطلاح راویان شیعه مقصود از ابوالحسن اوّل، امام موسی بن جعفر علیهما السّلام و مقصود از ابوالحسن ثانی امام هشتم علیه السّلام می باشد). امام هادی علیه السّلام در سال ٢٢٠ هجری پس از شهادت پدر گرامیشان بر مسند امامت نشستند و در این هنگام هشت ساله بودند. مدّت امامت آن بزرگوار ٣٣ سال و عمر شریفشان ٤١ سال و چند ماه بود و در سال ٢٥٤ (قمری) در شهر سامرّاء (با دسیسه معتزّ خلیفه عبّاسی و سمّی که به دستور او و توسّط برادرش معتمد عبّاسی به آن حضرت خورانده شد) به شهادت رسیدند.(١)

خلفای هم عصر امام علیه السّلام

امام هادی علیه السّلام در مدّت امامت خود با چند تن از خلفای عبّاسی معاصر بودند که به ترتیب زمان عبارتند از:

«١» معتصم برادر مأمون (از سال ٢١٧ تا ٢٢٧).

«٢» واثق پسر معتصم (٢٢٧ تا ٢٣٢).

«٣» متوکّل برادر واثق (٢٣٢ تا ٢٤٨).

«٤» منتصر پسر متوکّل (٦ ماه).

«٥» مستعین پسر عموی منتصر (٢٤٨ تا ٢٥٢).

«٦» معتزّ پسر دیگر متوکّل (٢٥٢ تا ٢٥٥).

امام هادی علیه السّلام در زمان خلیفه اخیر مسموم گردیدند و به شهادت رسیدند و در خانه خود به خاک سپرده شدند.(٢)

از میان این خلفاء، متوکّل بدترین آن ها بود. او کسی است که امیرالمؤمنین علیه السّلام در نهج البلاغه او را شقی ترین خلفای بنی عبّاس شمرده اند. متوکّل نه فقط امام علیه السّلام را زندانی کرد، بلکه در زندان و در مقابل حضرت قبری کنده بود و حضرت را در تاریکی نگاه می داشت. متوکّل کسی بود که قبر مطهّر حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام را خراب کرد و آب به مزار منوّر حضرت بست و آن جا را شکاف داد و هر کس به زیارت امام حسین علیه السّلام می رفت، او را شکنجه می داد و دستش را قطع می نمود.(٣)

جریان مرگ متوکّل

علامه مجلسی رحمه الله در جلد٥٠ از کتاب شریف بحارالانوار جریان به درک واصل شدن متوکّل را به طور مشروح نقل می کند که ما آن را به طور مختصر بیان می کنیم: متوکّل زمانی که فتح بن خاقان را به وزارت خود منصوب کرد، دستور داد که همه بزرگان و مردم در رکاب او پیاده راه بروند و کسی جز او و فتح بن خاقان سواره نباشد. راوی گفت: حضرت هادی علیه السّلام را دیدم که در آن هوای گرم پیاده راه می روند و از گرما و زحمت به مشقّت افتاده اند. به ایشان عرض کردم: آقای من به خدا قسم برایم سخت است که ببینم شما را با این کارها به زحمت و مشقّت انداخته اند. حضرت فرمودند: «ما ناقَةُ صالِحٍ عِندَ اللهِ بِأعظَمِ قدراً منّی». یعنی: قدر و منزلت ناقه صالح از من عظیم تر نیست. راوی می گوید این جمله حضرت را نزد بزرگی گفتم. او گفت طبق فرموده امام علیه السّلام، متوکّل بیش از سه روز دیگر زنده نخواهد ماند، زیرا خداوند در قرآن درباره قوم صالح می فرماید: «تمتَّعُوا فی دارِکُم ثَلاثَةَ أیّامٍ ذلکَ وَعدٌ غَیرُ مَکذُوبٍ». یعنی: سه روز در خانه هایتان زندگی کنید و بهره ببرید این وعده ای است که دروغ نیست (انجام آن حتمی است). چون قوم صالح ناقه را کشتند بیش از سه روز زندگی نکردند. و سه روز تمام نشده بود که منتصر عبّاسی، پسر متوکّل با چند نفر از غلامان خود وارد جلسه متوکّل شد و فتح بن خاقان را به همراه متوکّل پاره پاره کردند به طوری که تکّه های بدن آن ها از هم دیگر شناخته نمی شد.(٤)

لشگریان امام علیه السّلام

خلیفه (که طبق برخی روایات ظاهراً متوكّل است) به سپاهيان خود كه تعداد آن ها نود هزار سواره بود و همه از ترك ‏هاى ساكن سامرا بودند، دستور داد هر كدام توبره اسب خود را از خاك قرمز پر كنند و همه بياورند و در وسط بيابانى روى هم بريزند. اين كار را كردند. يك تپه بلند شد كه نام آن را تل‏ المخالى‏ ناميدند. بالاى تپه رفت و حضرت هادى علیه السّلام را نيز خواست، به آن جناب عرض کرد: شما را خواستم تا تعداد سپاه مرا مشاهده كنى. دستور داده بود سپاهيان غرق در اسلحه، با خُود و زره، به عالى‏ ترين صورت، با كمال هيبت و اهميّت، از كنار تپه عبور كنند. منظورش ترسانيدن كسانى بود كه احتمال مي داد بر او بشورند. از همه بيشتر ترس از امام هادى عليه السّلام داشت كه مبادا يكى از خويشاوندان را امر كند که بر او قيام نمايند. امام هادى عليه السّلام فرمودند: ميل دارى من هم سپاه خود را به تو نشان دهم، گفت: آرى. امام عليه السّلام دعا كردند، ناگهان متوكّل ديد ميان آسمان و زمين را از مشرق تا مغرب فوج ‏هائى از ملائكه غرق در سلاح گرفته‏ اند. به زمين افتاد و بيهوش شد. وقتى به هوش آمد، امام عليه السّلام فرمودند: ما در دنيا با تو سر ستيز نداريم، ما مشغول به امر آخرت هستيم، از گمانى كه برايت پيدا شده نترس.(٥)

کائنات مطیع امام علیه السّلام

یکی از خطبای متوکّل ملقّب به «هریسه»، به متوکّل گفت: کسی با تو آن گونه که تو در مورد علیّ بن محمّد (امام هادی علیه السّلام) رفتار می نمایی، رفتار نمی کند. وقتی او وارد خانه تو می شود همه به او خدمت می کنند و همواره برای ورود او پرده را کنار می زنند. متوکّل به همه درباریان دستور داد که دیگر برای آن حضرت خدمتی نکرده و پرده را کنار نزنند. شخصی خبر داد که امام علیه السّلام وارد خانه می شوند، پس کسی بر آن حضرت خدمت نکرد و پرده را در برابر ایشان کنار نزد. وقتی امام هادی علیه السّلام وارد شدند، بادی وزید و پرده را کنار زد و حضرت وارد شدند و به هنگام خروج هم همین اتّفاق افتاد. متوکّل گفت: بعد از این برای او پرده را کنار بزنید، دیگر نمی خواهم باد برای او پرده را کنار بزند.(٦)

حدیثی از امام علیه السّلام

قال ابوالحسن الهادی علیه السّلام: «لَا تَطْلُبِ‏ الصَّفَا مِمَّنْ كَدَرْتَ عَلَيْهِ وَ لَا الْوَفَاءَ لِمَنْ غَدَرْتَ [به] وَ لَا النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّكَ إِلَيْهِ فَإِنَّمَا قَلْبُ غَيْرِكَ كَقَلْبِكَ لَه». امام هادی علیه السّلام فرمودند: از کسی که او را آزرده ای، توقّع صمیمیّت نداشته باش و از کسی که به او مکر و حیله کرده ای، توقّع وفاداری نداشته باش و از کسی که به او بدگمان هستی، انتظار خیرخواهی نداشته باش، زیرا همان طور که دیگران در دل تو جای دارند، تو هم در دل آن ها جای داری.(٧)

پی نوشت ها:

١-سیره پیشوایان ص٥٦٧.

٢-همان ص٥٦٨.

٣-احادیث الطّلاب ص٩٧٨.

٤-بحار الأنوار (ط - بيروت) ج‏٥٠ ص١٩٣.

٥-الخرائج و الجرائح ج‏١ ص٤١٤.

٦-مناقب آل أبي طالب عليهم السّلام (لابن شهرآشوب) ج‏٤ ص٤٠٦.

٧-بحار الأنوار (ط - بيروت) ج‏٧٥ ص٣٧٠.

مسجد هدایت

مسلم زکی‌زاده

پربیننده ها
آخرین مطالب