masjedhedayat.ir

حضرت جواد الائمّه علیه السّلام بنا بر مشهور در دهم ماه رجب سال ١٩٥ هجری در مدینه به دنیا آمدند. نام مبارکشان محمّد و کنیه ایشان ابوجعفر و لقب آن امام همام، تقی و جواد می باشد.
تاریخ انتشار : ۱۰:۲۶ - ۰۸ فروردين ۱۳۹۷
کد خبر: ۳۴

مولود پربرکت| به مناسبت ولادت حضرت امام محمدتقی(ع)| ۱

مختصری از زندگانی امام علیه السّلام

حضرت جواد الائمّه علیه السّلام بنا بر مشهور در دهم ماه رجب سال ١٩٥ هجری در مدینه به دنیا آمدند. نام مبارکشان محمّد و کنیه ایشان ابوجعفر و لقب آن امام همام، تقی و جواد می باشد. پدر بزرگوار آن حضرت امام رضا علیه السّلام و مادر آن حضرت جناب سبیکه یا دُره است که حضرت رضا علیه السّلام نام ایشان را خیزران نهادند. او از نظر فضائل اخلاقی در درجه والائی قرار داشت و برترین زنان زمان خود بود، به طوری که امام رضا علیه السّلام از او به عنوان بانوئی منزّه و پاک دامن و با فضیلت یاد می کردند. روزی که امام رضا علیه السّلام به شهادت رسیدند، امام جواد علیه السّلام حدود هفت سال داشتند و در سنّ ٢٥ سالگی به شهادت رسیدند.(١)

مولود پر برکت

یک روز در ایّام کودکی حضرت جواد علیه السّلام ، آن حضرت را نزد پدر بزرگوارشان امام رضا علیه السّلام آوردند. آن حضرت فرمودند: «این مولود پر برکت ترین مولودی است که برای شیعه مبارک تر از او به دنیا نیامده است».

چرا که چهل سال و چند ماه از سنّ مبارک امام رضا علیه السّلام گذشته بود و آن حضرت اولادی نداشتند، و بعضی از شیعیان در امر امامت نگران بودند، هنگامی که خداوند، جواد الائمه علیه السّلام را به مولایمان حضرت رضا علیه السّلام عنایت نمود، نگرانی و شکّ و تردید مردم بر طرف شد.(٢)

کیفیّت ولادت امام علیه السّلام

حکیمه دختر امام کاظم علیه السّلام فرمود: نزدیک زایمان خیزران همسر امام رضا علیه السّلام بود، من و قابله ای در اتاق خیزران حضور داشتیم، امام رضا علیه السّلام درب آن را بر روی ما بستند. شب هنگام، درد زایمان خیزران شدید شد، از طرفی چراغ اتاق هم خاموش شد، ما از این امر ناراحت شدیم ولی دیری نپائید که چهره امام جواد علیه السّلام طلوع نمود و اتاق را غرق نور کرد. به مادرشان گفتم: خداوند تو را از نور چراغ بی نیاز نمود. آن نوزاد مبارک در تشتی نشستند و جسم نازنینشان را پرده نازکی هم چون تور پوشانده بود. بامدادان امام رضا علیه السّلام تشریف فرما شدند. امام جواد علیه السّلام را در گهواره ای گذاشتند و به من فرمودند: مواظب او باش و از کنار گهواره دور نشو. حکیمه گوید: من به پرستاری آن حضرت مشغول بودم، وقتی سه روزه شدند، چشمانشان را به سوی آسمان نمودند و نگاهی به طرف چپ و راست خود افکنده، فرمودند: «أشهد أن لا إله إلّا اللّه وحده لا شريك له، و أنّ محمّدا عبده و رسوله». گواهی می دهم که معبودی جز خدا نیست، یکتاست و شریکی ندارد و به راستی حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله) بنده و فرستاده اوست. من از این امر در شگفت شده و از ترس بدنم لرزید، برخاستم و به خدمت امام رضا علیه السّلام آمده و عرض کردم: امر شگفتی از این مولود دیدم. فرمودند: چه دیدی؟ عرض کردم: این کودک همین الآن چنین و چنان نمود. امام رضا علیه السّلام تبسّمی نمودند و فرمودند: از این پس شگفتی های زیادی از او خواهی دید.(٣)

عرضه امام علیه السّلام به قیافه شناسان

امام جواد علیه السّلام کودکی دو سال و یک ماهه بودند که عدّه ای ناباوران و تشکیک ورزان که خدا لعنتشان کند می گفتند:-العیاذ بالله- آن حضرت از امام رضا علیه السّلام نیست، بلکه از غلام ایشان به نام سفیف سیاه است و (برخی) می گفتند: از لؤلؤ است. این در حالی بود که امام رضا علیه السّلام در خراسان و نزد مأمون بودند. آنان امام جواد علیه السّلام را به مکّه نزد قیافه شناسان بردند تا نسب ایشان را شناسائی کنند، آنان در اجتماع مردم در مسجد الحرام آن کودک زیبا را به قیافه شناسان نشان دادند. وقتی قیافه شناسان به آن حضرت با دیده دقیق و تیزبین خود نگاه کردند، محو جمال آن حضرت شدند، با رو به سجده افتادند. آن گاه برخاسته و رو به آن ناانصافان کرده و گفتند: وای بر شما! آیا کودکی را که همانند ستاره درخشان و نور فروزان است به امثال ما نشان می دهید؟! به خدا قسم او دارای حسبی نیکو، نژادی پاک و خالص است. به خدا قسم نطفه او به جز در صلب های نیکو و رحم های پاک پرورش، نیافته است. قسم به خدا او جز از امیر مؤمنان علی علیه السّلام و رسول خدا صلّی الله علیه و آله نیست، برگردید و از خداوند پوزش طلبیده و استغفار نمائید و در مورد همچو فرزندی شکّ و تردید ننمائید. در این هنگام وجود نازنین امام جواد علیه السّلام _که کودکی دو سال و یک ماهه بودند_ لب به سخن گشودند و با زبانی که از شمشیر برّان تر بود با فصیح ترین بیان فرمودند: سپاس خدائی را که ما را با دست قدرت خویش از نور خود آفرید و از میان مخلوقاتش برگزید و ما را امین بر وحی خود و بر مردم قرار داد. ای مردم! من محمّد بن علیّ الرضا بن موسی بن جعفر الصادق بن محمّد بن الباقر بن علی سیّد العابدین بن الحسین الشّهید بن امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب علیهم السّلام هستم. من فرزند فاطمه زهرا علیها السّلام و فرزند محمّد مصطفی هستم. آیا در نسب همچو منی شکّ و تردید راه دارد؟ آیا بر من و پدر و مادر من افترا بسته و به قیافه شناسان ارائه می شود؟ سوگند به خدا! من به نژاد و نسب شما از پدرانتان آگاه ترم، قسم به خدا! من به باطن و ظاهر شما آگاهم و از همه آن ها و از تمام افکارتان و آن چه در پیش دارید آگاهم. این مطلب را با حقّ و واقعیّت می گویم و با راستی و عدل آن را آشکار می نمایم، که این دانشی است که خداوند متعال پیش از آفرینش همه مخلوقات و پس از بنای آسمان ها و زمین ها به ما ارزانی داشته است. به خدا سوگند! اگر نبود این که اینک باطل بر ما چیره گشته و غلبه با دولت کفر است و حرکت ناباوران، مشرکان و سرکشان بر علیه ماست، سخنی را ابراز می کردم که پیشینیان و آیندگان در شگفت می شدند. آن گاه آن حجّت خدا دست مبارک خود را بر دهان خویش گذاشته، سپس به خویشتن خطاب فرمودند: ای محمّد! آرام و خاموش باش و سکوت اختیار کن! آن گونه که پدران تو سکوت اختیار کردند، (و این آیه شریفه را تلاوت فرمودند): «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ‏...». پس صبر کن همان گونه که پیامبران اولو العزم صبر کردند و برای (عذاب) آنان شتاب مکن... (سوره احقاف/آیه٣٥). در این هنگام مردی که در کنار حضرتش بود آمد و دست مبارکشان را گرفت و ایشان را از میان جمعیّت عبور می داد و مردم برای حضرت کوچه باز می کردند. راوی می گوید: دیدم که بزرگانی از اطرافیان حضرت به ایشان نگاه می کنند و این آیه را می خوانند: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَه». خداوند آگاه تر است که رسالت خویش را در کجا قرار دهد.(سوره انعام/آیه١٢٤)

پرسیدم: اینان چه کسانی هستند؟ گفتند: گروهی از طایفه بنی هاشم از فرزندان عبدالمطلب هستند. راوی گوید: این خبر به محضر مبارک امام رضا علیه السّلام رسید و آن حضرت از رفتاری که آن ناباوران با فرزند عزیزشان داشتند، آگاه شدند. در این حال حضرت، خدای را سپاس فرموده آن گاه روی مبارک به برخی از حاظرین از شیعیان خویش نموده و فرمودند: آیا می دانید به همسر حضرت رسول خدا صلّی الله علیه و آله، ماریه قبطیّه چه تهمتی زدند؟ و به هنگام ولادت فرزندشان ابراهیم چه افترائی به او بستند؟ آن گاه این قصّه را با همه تفصیلش بیان فرمودند.(٤)

حدیثی از امام علیه السّلام

قَالَ الامامُ الجوادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: «الثِّقَةُ [بِاللَّهِ‏] ثَمَنٌ لِكُلِّ غَالٍ، وَ سُلَّمٌ إِلَى كُلِّ عَالٍ». حضرت فرمودند: اعتماد به خدا، وسیله به دست آوردن هر چیز گران بها است و نردبانی است به سمت هر آن چه مترقّی و عالی است.(٥)

پی نوشت ها:

١-تقویم شیعه ص١٨٩/سیره پیشوایان ص٥٢٩.

٢-تقویم شیعه ص١٩٠.

٣-ترجمه کتاب شریف القطره(قطره ای از دریای فضائل اهل بیت علیهم السّلام) ج٢ ص٧٠٨.

٤-دلائل الامامة ص٣٨٤.

٥-نزهة الناظر و تنبيه الخاطر ص١٣٦.

مسجد هدایت

مسلم زکی‌زاده

پربیننده ها
آخرین مطالب