masjedhedayat.ir

مشهور آن است كه آن حضرت در روز جمعه، سيزدهم ماه رجب، بعد از سى سال از عام الفيل در ميان كعبه معظّمه متولّد شده است.
تاریخ انتشار : ۱۲:۰۱ - ۱۰ فروردين ۱۳۹۷
کد خبر: ۳۸

امیر یگانه| به مناسبت ولادت حضرت امام علی(ع)| ۲

مختصری از زندگانی امام علیه السّلام

مشهور آن است كه آن حضرت در روز جمعه، سيزدهم ماه رجب، بعد از سى سال از عام الفيل در ميان كعبه معظّمه متولّد شده است. پدر آن حضرت ابوطالب، عموی بزرگوار و بزرگ ترین حامی و مدافع رسول اکرم صلّی الله علیه و آله می باشد. نام وی عبد مناف بن قصی بن کلاب و کنیه ایشان ابوطالب و وی، برادر اعیانی (پدر و مادری) عبدالله، پدر رسول خدا صلّی الله علیه و آله است. مادر آن حضرت فاطمه، دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف است. او اوّلین زن هاشمی بود که از مردی هاشمی فرزند دار شد. وی مسلمان و جزء اوّلین گروهی بود که به مدینه هجرت کردند. فاطمه بنت اسد مدّتی پرستاری از رسول خدا صلّی الله علیه و آله را به عهده داشت و برای ایشان مانند مادر بود.(۱)

مدّت عمر شريفش شصت و سه سال بود. ده‏ ساله بود كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به پيغمبرى مبعوث گرديد و به آن حضرت ايمان آورد. و بعد از بعثت، سيزده سال با آن حضرت در مكّه ماند و بعد از هجرت به مدينه با آن حضرت ده سال در مدينه بود،چون در خدمت حضرت رسول شروع به جهاد كرد، شانزده‏ ساله بود؛ چون نوزده ‏ساله شد، شجاعان عرب را كشت، هيچ‏ يك از ايشان جرأت بر مبارزات او نمى ‏نمودند؛ چون درب خيبر را كند، بيست و دو سال از عمر شريفش گذشته بود. و پس از آن به مصيبت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مبتلا شد، و بعد از آن حضرت سى سال زندگانى فرمود، دو سال و چهار ماه در خلافت أبو بكر، و يازده سال در خلافت عمر و دوازده سال در خلافت عثمان به سر برد. و خلافت ظاهريّه آن حضرت قريب به پنج سال طول كشيد و در اكثر آن مدّت با منافقان مشغول قتال و جدال بود.(۲)

مژده میلاد حضرت از زبان ابو مويهب راهب‏

بكر بن عبد اللَّه اشجعى از پدرانش نقل مى‏ كند: در آن سالى كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله (برای تجارت از سوی حضرت خدیجه) به شام رفتند، عبد مناة بن كنانه و نوفل بن معاويه نيز براى تجارت به شام رفتند. آنان را «ابو مويهب» راهب ملاقات كرد و از آنان پرسيد: شما كيستيد؟ گفتند: تاجرانى از اهل حرم از قريش هستيم. پرسيد: از كدام تيره قريش؟ پاسخ او را دادند. باز پرسيد: كسى از قريش غير از شما هم آمده است؟ گفتند: آرى، جوانى از بنى هاشم به نام محمّد (صلّى اللَّه عليه و آله).ابو مويهب گفت: به خدا سوگند! او را مى ‏خواستم. گفتند: به خدا سوگند! در ميان قريش گم نام تر از او نيست و او را «يتيم قريش» مى ‏گويند و او اكنون اجير زنى به نام «خديجه» است. با او چه كار دارى؟ در اين هنگام راهب سر خود را تكان مى ‏داد و مى‏ گفت: اوست، پس از آن دو خواست كه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را به او نشان دهند. آن ها گفتند: او را در «بازار بصرى» رها كرديم و مشغول سخن گفتن بود كه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله نمايان شد، راهب گفت: اين همان است. و مدّتى با او خلوت كرد و در گوشى با وى سخن گفت، سپس ميان دو چشم محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را بوسيد و چيزى از جيب خود در آورد كه نفهميديم آن چه بود، ولى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله نپذيرفت. وقتى كه از او جدا شد، به ما گفت: از من بشنويد كه به خدا سوگند! او پيامبر اين عصر است و به زودى مبعوث مى ‏شود و مردم را به گفتن «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» دعوت مى ‏كند، وقتى اين گونه ديديد از او پيروى كنيد. باز پرسيد: آيا پسرى به نام على (عليه السّلام) براى ابو طالب متولّد شده است؟ گفتيم: نه. گفت: يا متولّد شده و يا به زودى براى ابو طالب پسرى متولّد خواهد شد كه اوّلين‏ ايمان آورنده به او خواهد بود و ما او را مى ‏شناسيم و صفت او را به وصايت يافته ‏ايم، چنان چه در صفت «محمّد» نبوّت را يافتيم. او سرور عرب و ربّانى آنان است و حقّ شمشير را عطا مى ‏كند و نام او در ملأ اعلى «على» است و او بعد از «محمّد» در روز قيامت از نظر نام بالاترين خلايق است و فرشتگان او را «پهلوان پيروز و رستگار» مى ‏نامند. به خدا سوگند! او به هر سو متوجّه شود رستگار و پيروز مى‏ گردد و او در ميان يارانش در آسمان ها از خورشيد درخشان، معروف تر است.(٣)

ولادت در کعبه

در كيفيّت ولادت آن حضرت روايات فراوانی وجود دارد و آن چه به سند هاى بسيار وارد شده آن است كه: روزى عبّاس بن عبد المطّلب با يزيد بن قعنب و با گروهى از بنى هاشم و جماعتى از قبيله بنى عبد العزّى در برابر خانه كعبه نشسته بودند، ناگهان فاطمه بنت اسد وارد مسجد الحرام شد در حالی که حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را نه ماهه آبستن بود و او را درد زایمان گرفته بود، پس در برابر خانه كعبه ايستاد و به جانب آسمان رو کرد و گفت: پروردگارا! من به تو و به هر پيغمبر و رسولى كه فرستاده ‏اى و به هر كتابى كه نازل گردانيده‏ اى ايمان آورده ‏ام و گفته ‏هاى جدّم ابراهيم خليل را كه خانه كعبه را بنا كرده است تصديق كرده ‏ام، پس از تو می خواهم به حقّ اين خانه و به حقّ آن كسى كه اين خانه را بنا كرده است، و به حقّ اين فرزندى كه در شكم من است و با من سخن مى‏ گويد، و به سخن گفتن خود مونس من گرديده است و يقين دارم كه او يكى از آيات جلال و عظمت تو است، كه آسان كنى بر من ولادت [فارغ شدن‏] مرا.

عبّاس و يزيد بن قعنب گفتند كه: چون فاطمه از اين دعا فارغ شد، ديديم كه ديوار عقب خانه خدا شكافته شد، فاطمه از آن شکاف داخل خانه شد و از ديده ‏هاى ما پنهان گرديد، پس شكاف ديوار به اذن خدا به هم پيوست، و ما چون خواستيم در خانه را بگشاييم هر قدر سعى كرديم در باز نشد، فهمیدیم كه اين امر از جانب خدا واقع شده و فاطمه سه روز درون كعبه ماند، اهل مكّه در كوچه ‏ها و بازارها اين قصّه را نقل مى‏ كردند و زن ها در خانه‏ ها اين حكايت را ياد مى‏ كردند و تعجّب مى ‏نمودند. تا روز چهارم رسيد، پس همان قسمت از ديوار كعبه كه شكافته شده بود بار دیگر شكافته شد، فاطمه بنت اسد بيرون آمد در حالی که فرزند خود اسد اللّه الغالب، علىّ بن ابى طالب عليه السّلام را در دست داشت و مى‏ گفت: اى مردم! به درستى كه‏ حقّ تعالى مرا از ميان خلق خود برگزيد، و مرا بر زنان برگزيده كه پيش از من بوده ‏اند فضيلت داد، زيرا كه حقّ تعالى آسيه دختر مزاحم را برگزيد در حالی که او حقّ تعالى را پنهانی در موضعى كه عبادت در آنجا سزاوار نبود مگر در حال ضرورت- يعنى: خانه فرعون- عبادت كرد، و مريم دختر عمران را حقّ تعالى برگزيد و ولادت حضرت عيسى عليه السّلام را بر او آسان گردانيد، و او در بيابان درخت خشك را جنبانيد، و رطب تازه از براى او از آن درخت فرو ريخت، و حقّ تعالى مرا بر هر دوی آن ها فضیلت داد و هم چنين بر جميع زنان عالميان كه پيش از من گذشته ‏اند، زيرا كه من در ميان خانه برگزيده او فرزندى آورده ‏ام و سه روز در آن خانه محترم ماندم و از ميوه‏ ها و طعام هاى بهشت تناول كردم و در هنگامى كه فرزند برگزيده من بر روى دست من بود چون خواستم كه بيرون آيم، هاتفى از غيب مرا ندا كرد كه: اى فاطمه! اين فرزند بزرگوار را علىّ نام كن، به درستى كه منم خداوند علىّ اعلا، و او را از قدرت و عزّت و جلال خودم آفريده ‏ام، و بهره كامل از عدالت خويش به او بخشيده ‏ام، و نام او را از نام خود اشتقاق نموده‏ ام، و او را به آداب خجسته خود تأديب نموده‏ ام، و امور خود را به او تفويض كرده‏ ام، و او را بر علوم پنهان خود مطّلع كرده‏ ام، و در خانه محترم من متولّد شده است، و او اوّل كسى است كه بر روى خانه من اذان خواهد گفت، و بت ها را خواهد شكست و آن ‏ها را از بالاى كعبه به زير خواهد انداخت، و مرا به عظمت و مجد و بزرگوارى و يگانگى ياد خواهد كرد، و اوست امام و پيشوا بعد از حبيب من و برگزيده از جميع خلق من محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه رسول من است، و او وصىّ او خواهد بود خوشا به حال كسى كه او را دوست بدارد و او را يارى كند، و واى به حال كسى كه مطیع او نباشد و او را يارى ننموده و حقّش را انکار نماید.(٤)

نام آسمانی

روایت شده است که وقتی علی علیه السّلام به دنیا آمد (پس از خروج از خانه کعبه) ابوطالب دست فاطمه بنت اسد را گرفت و در حالتی که علی علیه السّلام را بر روی سینه داشت به سرزمین ابطح آمد و صدا زد:

يَا رَبِّ يَا ذَا الْغَسَقِ‏ الدُّجِيِ‏    وَ الْقَمَرِ الْمُبْتَلِجِ الْمُضِيِ

بَيِّنْ لَنَا مِنْ حُكْمِكَ الْمَقْضِيِ‏  مَا ذَا تَرَى فِي اسْمِ ذَا الصَّبِيِ‏

یعنی: اى پروردگارى كه شب تار و ماه روشن و روشنى دهنده را آفريده‏ اى، براى ما بيان كن كه اين كودك را چه نام گذاريم؟!

(ناگهان) چیزی شبیه ابر روی زمین آمد و روی سینه ابوطالب قرار گرفت، پس ابوطالب آن را به همراه علی علیه السّلام به سینه چسبانید. هنگامی که صبح شد دیدند لوح سبز رنگی است که در آن نوشته است:

خُصِّصْتُمَا بِالْوَلَدِ الزَّكِيِ‏    وَ الطَّاهِرِ الْمُنْتَجَبِ الرَّضِيِ

فَاسْمُهُ مِنْ شَامِخٍ عَلِيٍ‏  عَلِيٌّ اشْتُقَّ مِنَ الْعَلِيِ‏

یعنی: شما به فرزند پاکیزه، طاهر، پسنديده و برگزیده و خشنود مخصوص گشتید، پس نام او از جانب مقام رفیع پروردگار على است و خداوند علىّ اعلى نام او را از نام خود اشتقاق نموده.

ابوطالب این لوح را از خانه کعبه آویزان کرد و پیوسته آن جا بود تا زمان هشام بن عبد الملک که آن را برداشت.(٥)

قطره ای از اقیانوس بی کران فضائل امام علیه السّلام

در کتاب ینابیع المودّة از کتب معروف اهل سنّت آمده است که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم خطاب به امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند: «يا عليُّ! بخٍّ بخٍّ مَنْ مِثلُكَ وَ الْمَلائِكَةُ تَشتاقُ إليكَ وَ الْجَنَّةُ لَكَ، فَإذا كانَ يَومُ القيامةِ يُنصَبُ لي منبرٌ مِنْ نورٍ وَ لإبراهيمَ منبرٌ مِنْ نورٍ، وَ لَكَ منبرٌ مِنْ نورٍ فَتَجْلِسُ عَلَيهِ وَ إذا منادٍ يُنادي بَخٍّ بَخٍّ [لَكَ‏] مِنْ وَصِيٍّ [حبيب أنت‏] بينَ حبيبٍ وَ خَليلٍ، ثُمَّ أُوتِىَ بِمَفاتيحِ الجنّةِ وَ النّارِ فَاَدْفَعُها إليكَ». ای علی! بَه بَه چه کسی مانند توست در حالی که ملائکه مشتاق تو هستند و بهشت از آنِ توست، پس زمانی که روز قیامت شود، برای من منبری از نور نصب می شود و برای ابراهیم منبری از نور و برای تو منبری از نور نصب می گردد و تو بر آن منبر می نشینی، در این هنگام منادی ای صدا می زند: بَه بَه از وصیّی (علی علیه السّلام) که بین حبیب (رسول اکرم صلّی الله علیه و آله) و خلیلی (ابراهیم علیه السّلام) قرار گرفته است و پس از آن کلیدهای بهشت و جهنّم به من داده می شود و من آن ها را به تو تحویل می دهم.(٦)

پی نوشت ها:

برگرفته از کتاب های:

۱-منتهى الآمال، شيخ عباس قمى ج‏۱ ص۳۴۷/ الطبقات الکبری، ابن سعد ج ۱ ص ۱۱۹/ الاستیعاب، ابن عبدالبر ج ۳ ص ۱۰۸۹.

۲-منتهى الآمال، شيخ عباس قمى ج‏۱ ص۴۱۱/جلاء العيون، المجلسي ص۳۲۰.

٣- جلوه‏هاى اعجاز معصومين عليهم السّلام ،ص:٧٥٧.

٤-منتهى الآمال، شيخ عباس قمى ،ج‏١،ص:٣٤٨.

٥-مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏٢، ص: ١٧٤.

٦-ينابيع المودة، القندوزي ،ج‏٢،ص:٣١٠.


مسجد هدایت

مسلم زکی‌زاده

پربیننده ها
آخرین مطالب